سه‌شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ - May 21 2019
کد خبر: ۲۲
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۴ - ۱۱:۲۹
آیا شما دنباله رو کدام دسته از دانشمندان علوم جامعه شناسی و فلسفه دانش هستید، گروهی که برای تکنولوژی از نظر محتوایی نقشی کاملا تابعی قائل اند یا آن گروهی که تکنولوژی را واجد فرهنگ و بلکه عامل تعیین کننده آن می دانند. در این مجال کوتاه بی آن که خواسته باشیم خود را درگیر مباحث نظری پایان نا پذیر فلاسفه بزرگ نماییم، جهت روشن شدن ذهن خواننده گرامی ناگزیر از شرحی مختصر پیرامون این تضارب آراء در موضوع تکنولوژی هستیم.

آیا شما دنباله رو کدام دسته از دانشمندان علوم جامعه شناسی و فلسفه دانش هستید، گروهی که برای تکنولوژی از نظر محتوایی نقشی کاملا تابعی قائل اند یا آن گروهی که تکنولوژی را واجد فرهنگ و بلکه عامل تعیین کننده آن می دانند. در این مجال کوتاه بی آن که خواسته باشیم خود را درگیر مباحث نظری پایان نا پذیر فلاسفه بزرگ نماییم، جهت روشن شدن ذهن خواننده گرامی ناگزیر از شرحی مختصر پیرامون این تضارب آراء در موضوع تکنولوژی هستیم.

در یک سوی این مناقشه نظری نگاه بدبینانه نسبت به مظاهر تکنولوژی جامعه مدرن بشری قرار دارد. از مقاطع تاریخی برجسته مربوط به این دیدگاه می توان به دوران ظهور و بروز مکتب فرانکفورت اشاره کرد.

این مکتب با نقد روشنگری سر و کار داشت و معتقد بود که نوید روشنگری، ایمان به پیشرفت علمی و عقلانی و گسترش آزادی های انسان، به کابوس تبدیل شده است و علم و عقلانیت برای از بین بردن آزادی انسان به کار رفته است. آدورنو این نکته را چنین یادآور شده است: " اثر کلی صنعت فرهنگ، اثر ضد روشنگری است که در آن همان طور که هورکهایمر و من اشاره کرده ایم، روشنگری- همان سلطه فنی تکنیکی پیشرفته- به عامل عوام فریبی توده ها و وسیله ای برای ممانعت از هشیاری تبدیل می شود.

مکتب فرانکفورت به اعتقاد عموم به دلیل شکست در دو حیطه، متمایز شده است: شکست در ارائه شواهد تجربی برای نظریه هایش و استفاده از زبانی مبهم و غیر قابل درک برای بیان عقایدش و گذشته از آن بعضی از اعضای خود این مکتب فکری پس از جنگ جهانی دوم ضمن اقامت در ایالات متحده نگرش های سیاسی و نظری آن را محکوم کرده و به لیبرالیسم و علوم تجربی و سیاسی روی آوردند.

البته طرح دیدگاه فوق در این مختصر به این معنی نیست که فقط و فقط مکتب فرانکفورت و امثال آدورنو در طیف گروه دوم( قائلین به استقلال تکنولوژی و واجد فرهنگ بودن آن) قرار دارند، بلکه به عنوان نمونه بارز از اندیشمندان و مکاتب فکری دیگر، می توانیم در جامعه دینی خودمان به دو شخصیت فکری و هنری معاصر یعنی شهیدان مطهری و آوینی نیز اشاره نماییم. استاد شهيد مرتضی مطهری(ره) در کتاب «بررسي اجمالي مباني اقتصاد اسلامي»، سرمايه داري ماشيني را به مثابه موضوعي جديد در فقاهت و اجتهاد ديده اند و نوشته اند: صرف توسعه و تغيير کمّي، ماهيت شيء را عوض نمي کند مادام که منجر به تغيير کيفي نشود. به عقيده ما مشخّصه اصلي سرمايه داري که آن را موضوع جديدي از لحاظ فقه و اجتهاد قرار مي دهد، دخالت ماشين است. تکنيک و صنعت جديد علاوه بر بهتر کردن ابزارها، ماشين را جانشين انسان کرده است. ماشين مظهر فکر و اراده و نيروي انسان بما هو انسان است... ماشين جانشين انسان است نه آلت و ابزار انسان، يک انسان مصنوعي است.»

با اين نگاه، ديگر نمي توان با تکنولوژي مدرن مواجهه اي بسيط داشت . ما در واقع با پديده هايي کاملا نو مواجه هستيم که بايد در ماهيات و اقتضائات و کارکردهاي آنها تأمل نمود و آنها را به درستي و کما هي شناخت . فقدان چنين شناختي مي تواند اغفال کننده و زيان بار باشد و مع الأسف ما امروز از اين فقدان رنج مي بريم و في المثلسلاح هاي مدرن اتمي و شيميايي را در حکم شمشير می دانیم و معتقدیم خوب و بد آن بسته به اين است که مسلمين از آن استفاده کنند يا کفار! و نيز شبيه سازي انسان را که محصول بيوتکنولوژي مدرن است همچون قلمه زني سنتي گياهان دانست! ، اگر چه اين پديده در صورت مجاز و رايج شدن ، اجتماع و نسل بشري را با تحولات شگرف و دهشتناکي چون تغيير در مفهوم ابوت و امومت و بنوت و حذف نهاد خانواده و... مواجه سازد.

رسانه همان پيام است!

آويني از آنجا که با تکنولوژي مدرن مواجهه اي بسيط ندارد، در دام خنثي انگاري آن نمي افتد و به واکاوي در ماهيت ، کارکرد و اقتضائات آن مي پردازد. او بارها موافقت خود را با اين ديدگاه مک لوهان در باره تکنولوژي هاي مدرن رسانه اي که « رسانه همان پيام است » اعلام مي دارد. مک لوهان بر اين باور است که رسانه هاي مدرن حامل بار ارزشي و مفهومي خاص خود هستند که به تدريج خود را بر کاربرانشان حتي اگر خواهان آن نباشند و آن را نپسندند، تحميل مي کنند . به عبارت ديگر، مک لوهان، خنثي و بي جهت بودن تکنولوژي هاي مدرن را به ويژه در عرصه تکنولوژي هاي رسانه اي مثل سينما و تلويزيون رد مي کند:

آويني سپس اين چنين ادامه مي دهد:

در مقابل این دیدگاه، البته نه به صورت مطلق و مستقیم که به صورت غیر مستقیم و با فاصله زمانی می توان به دیدگاه مذهبیون و دینداران جامعه جهانی به طور اعم و تئوریسین های سنتی دینی جامعه معاصر خودمان، اشاره نمود.

آنچه در این مجال به صورت کوتاه می توان در تشریح این دیدگاه عنوان نمود می توان به تبیین دو اصطلاح "علم متعهد" و "تزکیه علم" پرداخت البته پیش از آن باید که به یک پارادوکس احتمالی پیش آمده برای خواننده محترم، پاسخ دهیم و آن اینکه از ظاهر آنچه در خاتمه نظر قبلی، تحت عنوان تفکر شهیدان مطهری و آوینی آوردیم چنین استنباط می شود که ایشان نیز بر تسلط و حاکمیت بی چون و چرای تکنولوژی بر سرنوشت بشر عصر جدید اذعان دارند. لکن نکته ظریف در این میان آن است که حداقل شهید مطهری با شمولیت این حاکمیت بر تمامی جوامع عصر جدید موافق نخواهد بود و این قول از مطالعه کتاب « بررسي اجمالي مباني اقتصاد اسلامي » به خوبی استباط می شود. در واقع تسلط تکنولوژی، از قول شهید مطهری بیشتر در جوامع سرمایه داری اتفاق افتاده و اتفاقا هدف غایی ایشان نیز از طرح آن به نوعی تحریز اقتصاد جامعه اسلامی از این سرنوشت مختوم است. حال اینکه ایشان تا چه اندازه در این هدف و ترسیم خط و خطوط اقتصاد اسلامی توفیق داشته اند یا نه از بحث فعلی ما خارج می باشد.

در هر حال تفکر غالب متفکران معاصر دینی و از جمله شهید مطهری در موضوع مورد بحث ما، این است که علم و محصولات علمی و تکنولوژیکی ساخته شده به دست بشر در عصر کنونی به خودی خود واجد ارزش های خود داشته و ذاتی نیست و بلکه نوع استفاده و به عبارت دیگر براساس غایت و هدفی که از استفاده از این محصولات و اختراعات دنبال می شود میتوان بر این امور ارزش گذاری کرد. نگارنده چنانکه قبل از طرح این مقدمه نیز اذعان نموده، در این مختصر قصد به نتیجه رساندن این چالش عمیق فکری را نداشته است لکن هدف بیشتر آشنایی و تقریب ذهنی خواننده با آن می باشد لذا بی آنکه نتیجه ای اعلام کرده باشیم تنها به این نکته اشاره می نماید که به نظر می رسد در مرحله عمل و بکارگیری لوازم و محصولات ساخت دست بشر عصر کنونی، شاید کمتر با این مباحث و مناظرات علمی و تئوریکی سر و کار داریم. و اتفاقا از همین منظر وارد یک راه خروج منطقی و یا به اصطلاح" ارتفاع" ضدین از این بحث نظری می شویم. اگر بخواهیم سخن خود را مطابق رأی طرفداران دیدگاه اول طرح نماییم باید اینگونه بگوییم که ما به جای اینکه محتوای مد نظر خود را بر یک محصول تکنولوژیکی از جمله مثلا دستگاه موبایل تحمیل نموده و به اصطلاح آن را در خدمت اهداف خود درآوریم، می توانیم ادعا نماییم که ما در اصل محتوای مد نظر خود را وارد چرخه فرهنگی یک محصول تکنولوژیکی به نام موبایل نموده ایم تا به کار گیرنده آن محصول در صورت دلخواه یا اتفاقی با محتوای مزبور نیز احتمال مواجهه داشته باشد.

اینک باز گردیم به بخش نتیجه گیری از بحث خود. چنانکه پیش تر نیز یادآوری گردید بی آنکه خواسته باشیم حکمی قطعی در این باره به دست داده باشیم. تنها به این نکته تأمل برانگیز بسنده می نماییم که خواه ناخواه ناگزیریم از سوار نمودن بار اندوخته ها و آموزه های کلاسی و مدرسی خود بر ابرکشتی بزرگ تکنولوژی در این اقیانوس پر تلاطم و نا آرام.

اساسا پرهیز دادن نوع بشر و منع او به صورت مطلق در استفاده از چیزی به مصداق آیه شیفه 19 از سوره مبارک معارج (ان الانسان خلق هلوما) همانا انسان حریص و بی صبر خلق شده است، جواب عکس خواهد داد. در واقع حرص و آزی که در وجود بشر نهفته است نوعا او را نسبت به جمع آوری مال، ثروت و امکانات بیشتر سوق می دهد ، به ویژه اینکه انسان نسبت به هر چیزی که از آن منع شود حریص تر می شود، لذا در همین موضوع مورد بحث ما نیز به مصداق همان آیه شریفه، منع مطلق دانش آموز در استفاده از دستگاه موبایل یا لوازم جوانبی آن در محیط های آموزشی، جواب عکس خواهد داد. لذا راه درست آن است که به جای جلوگیری یک طرفه از دانش آموزان در استفاده از وسیله های شبیه به این مورد، شیوه درست استفاده و بهره گیری از آن ها را به آنان آموزش دهیم.

نمونه کوچکی از این مورد یعنی اجازه دادن به دانش آموزان برای استفاده از موبایل توسط نگارنده در مقیاس کوچکی به بوته آزمایش درآمده است و آن عبارت بود از استفاده محدود از موبایل البته هماهنگ شده و همراه با آموزش های لازم به عنوان وسیله کمک آموزشی، توسط دانش آموزان دختر کلاس چهارم ابتدایی. از نتایج جالب این آزمون کوچک این بود که دانش آموز با ضبط مباحث نگارنده به عنوان معلم درس های خود می توانست در فرصت های بعدی و البته دلخواه به نحو مطلوب تری اقدام به یادگیری محتوای دروس بنماید. نکته دیگر اینکه به واسطه دسترسی عده ای از دانش آموزان به یکدیگر در فضای مجازی نوعی تعامل مؤثر نیز بین ایشان به وجود آمده بود.

به مانند ماهواره و ویدئو از موبایل نیز می توان درست و مفید استفاده نمود مثلا می توان آموزش لغات زبان انگلیسی را از طریق آن به دانش آموز یاد داد و یا به وسیله دستگاه موبایل دانش آموز می تواند محتوای کلاس های آموزشی خود را به صورت فایل صوتی ضبط و ذخیره نموده به دفعات زیاد در فرصت های بعدی به واسطه گوش دادن به آن، مرور نماید.

لیدا اسمعیل فلک، کارشناس ارشد آموزش

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر: